تاریخ ایران و جهان

گردونه مهر آریایی، نماد ملی در حال فراموشی

سواستیکای ایرانی نمادی در حال فراموشی و سرقت شده از فرهنگ ما

مقدمه:

در واقع چلیپای ایرانی، صلیب شکسته یا سواستیکا یا گردونهٔ مهر آریایی (یونیکد: 卐 / 卍) نام نمادی بسیار کهن و باستانی از فرهنگ هندو-اروپایی و آریایی است که هزاران سال توسط مردمان تمدن‌های مختلف در آسیا و اروپا در حال استفاده بوده و هست. امروزه این نماد به وفور در فرهنگ مردم هندوستان قابل مشاهده است اما متاسفانه توسط جوامع غربی و صهیونیستی در حال تقبیح است چرا که یادآور تمدن‌های بزرگی است که روزگاری توانسته‌اند دست ظالمان را از سرزمین‌های مردم کوتاه کنند.

البته کلمه چلیپا به صورت کلی نشانگر صلیب و انواع صلیب‌ها است چنان که نمی‌توان آن را اختصاصا برای گردونهٔ مهر، صلیب مسیحیت و یا سایر نمادهایی که تحت عنوان صلیب شناخته می‌شوند به کار برد و به صورت کلی هرگاه سخن از چلیپا باشد سخن از صلیب است.

همیشه در گوشه و کنار برخی از کتب تاریخی از تاریخچه‌ی بی‌نظیر و اصالت گردونه مهر آریایی گفته شده است اما هیچگاه مستقیما به آن پرداخته نشده است. این گردونه نمادی شناخته نشده در ایران است و دلیل شناخته نشده بودن آن محو شدن بخشی از تاریخچهٔ بی نظیر آریایی‌ها در دل جنگ جهانی دوم و شاید هم دوران باستان و کتاب سوزی‌ها و تجاوزات بی‌شمار اعراب است. به هر روی این نماد امروزه آنطور که شایسته است شناخته نشده است، در این مقاله به پژوهش درباره گرونه مهر آریایی و توضیح تاریخچه و معنای آن پرداختیم.

تصویر صورت فلکی هفتورنگ (دب اکبر / خرس بزرگ)

صورت فلکی هفتورنگ:

هفتورنگ یا هفت اورنگ (هفت برادر) یا دب اکبر (خرس بزرگ) نام یکی از صور فلکی است. با این که با یک نگاه این صورت فلکی شباهت چندانی به یک خرس ندارد اما به هر حال منجمان عرب آن را بدین نام مشهور کرده‌اند. در ایران باستان و در فرهنگ ایرانی این صورت فلکی که همیشه در آسمان قابل تشخیص است را هفتورنگ یا هفت اورنگ ، به معنی هفت برادر می‌خوانند.

هفتورنگ را از آن جهت هفت برادر یا هفت اورنگ نامیدند که هفت ستارهٔ درخشان را شامل می‌شود که از به هم پیوستگی ایشان به یکدیگر یک صورت فلکی حاصل می‌شود. هفتورنگ، مانند خط راستی است که در انتهایش یک شکستگی داس گونه دارد و حقیقتا نیازی به بیان نیست که تجلیِ این صورت فلکی به مانند هر ضلع از صلیب شکسته یا گردونهٔ مهر آریایی است.

اگر به تصویر بالا دقت شود، چرایی و چگونگی حصول شکل گردونهٔ مهر آریایی از هفتورنگ را می‌توان دید. با گردش زمین به دور خود به عبارتی تمامی ستارگان و صور فلکی که عمود بر زمین هستند نیز به نوعی بر سر مردمِ زمین در حال گردش هستند و این خود نشان از گردش چرخ و روزگار است. به همین دلیل می‌توان قاطعانه گفت گردونهٔ مهر یا چلیپای ایرانی، همواره نشان دهنده چرخنده بودن روزگار و زمانه است و تداعی کننده مفهوم مرگ و زندگی، خیر و شر، پاکی و ناپاکی است و به همین دلیل آن را «گردون» ترسیم کرده اند.

چهار نگاره چلیپای ایرانی در نقش رستم:

نقش رستم را همه می‌شناسیم، یک بنای تاریخی چند هزار ساله و به یادگار مانده از دوران هخامنشیان در مرودشت شیراز است که آرامگاه پادشاهان بزرگ و پر افتخار هخامنشی است. داریوش بزرگ،‌ اردشیر بزرگ، خشایارشا و همچنین داریوش دوم در این محوطه به همراه خانواده‌هایشان در ۴ مقبره مجزا از یکدیگر مورد تدفین قرار گرفته اند.

همچنین این بنا در طول تاریخ توسط سلسله‌های بزرگی نظیر اشکانیان و ساسانیان مورد تقدیس بوده است، آن چنان که ساسانیان در ابتدای ورود به این بنا سازه‌ای موسوم به کعبه‌ی زرتشت را مقابل مقبرهٔ داریوش بزرگ هخامنشی بنا کردند که پس از هزاران سال ابهت و عظمت آن به ویژه از نظر سبک خاص و هیجان انگیز معماری همچنان چشم نوازی می‌کند.

با دقت به چهار مقبرهٔ این شاهان بزرگ،‌ در می‌یابیم شکل تراش خوردگی این چهار مقبره در دل حسین کوه (کوه مهر) کاملا به شکل صلیب است! این مورد خود نشان دهندهٔ حضور چلیپای ایرانی در معماری هخامنشیان و در تاریخ ایران باستان است. به عبارتی می‌توان با قاطعیت مطلق و با استناد به این مسئله گفت که هخامنشیان از مهم‌ترین دلایل همه گیر شدن چلیپای ایران به عنوان یک نماد هستند.

اشیاء و یافته‌های باستانی:

از میان هزاران قطعه طلا و جواهرات و اشیای گران قیمت که در کلورز گیلان (با قدمت ۳۰۰۰ ساله!) پیدا شده است گردنبندی زرین یافت شد که در آن چندین بار از طرح گردونه مهر آریایی استفاده شده است. به کار بردن این نماد آن هم به دفعات در یک وسیله نشان دهنده شدت علاقه مردم آن زمان به این نماد و تاریخچه اش بوده است.

همچنین در شهر سوخته با ۶۰۰۰ سال قدمت ، یکی از کهن ترین شهرهای ایران است که به منزله اثبات تاریخچه ایران توسط بسیاری از باستان شناسان مورد تایید قرار گرفته است و مدرکی مهم جهت اثبات آیین زرتشت ، گردونه مهر آریایی و آیین های باستانی مردم ایران به شمار می رود. که از قضا بسیاری از آثار موجود در این ناحیه هم دارای گردونه مهر آریایی بوده اند. در شهر سوخته، بر روی یکی از سفال ها و ظروفی که در این منطقه کشف شد نماد گردونه مهر آریایی دیده می شود. طراحی حیوانات و پرندگان روی سفال یکی از دیرینه ترین عادات اهالی شهر سوخته بوده که در آثار یافت شده کاملا مشهود است. مطرح کردن این مسئله که شاید ملی‌ترین نماد ایران حتی بیشتر از فروهر، گردونه مهر آریایی است شاید بسیار نزدیک به حقیقت باشد!

سنگ نگاره‌های یافت شده از تمدن ایلام

در تمدن ایلام:

در تمدن ایلام (در برخی منابع: عیلام) که از بزرگترین و مهمترین تمدن‌های ایران باستان است و مردم آن بخشی مهم و اثرگذار از نژادهای ایرانی به شمار می‌آیند سنگ نگاره و کتیبه‌های بسیاری وجود دارد که گردونه مهر آریایی در آن‌ها به چشم می‌خورد. این نشان دهنده آن است که نماد گردونهٔ مهر توسط آریایی‌ها به تمدن‌های اطراف نیز صادر شده است و صدور فرهنگ از فلات ایران به نقاط خارج از تمدن آن روز با قدرت بسیار بالایی صورت گرفته است.

علاوه بر آریایی‌ها و مردمان هندوستان، بسیاری تمدن‌های دیگر نظیر صومر، ایلام و حتی برخی سامیانِ اولیه از چلیپای شکسته ایرانی در نگاره‌ها و سازه‌های خودشان استفاده می‌کردند. دلیل این استفاده اعتقاد بسیار شدید مردمان آسیا به چرخهٔ طبیعی چهار عنصر حیات و وجود مفهوم چهار عنصر در نماد چلیپای ایرانی است.

البته نمی‌توان این مهم را منکر شد که چلیپای ایرانی یا گردونهٔ مهر آریایی، از نظر هندسی ساختاری فوق العاده منظم و زیبا دارد که می‌تواند در طراحی هنرمندانه بناهایی مثل کاخ، مسجد، عبادتگاه و آتشکده‌ها مورد استفاده قرارش داد و اگر به تاریخ دقت شود همچنین نیز شده است.

گردونهٔ مهر در فرهنگ ایرانی-اسلامی:

گردونه مهر از معدود نمادهای فرهنگی و ملی ایران و آریایی بود که پس از هجوم ناجوانمردانهٔ اعراب به ایران توسط دشمن نابود نشد و جای خود را به فرهنگ بیگانه نداد. بلکه این نماد توانست در کوتاه مدت و به سرعت جایی برای خود در فرهنگ ایرانی-اسلامی پیدا کند و ورودی پر قدرت به عرصهٔ معماری داشته باشد. آن چه امروز از زمان صفویه در شهرهایی مثل یزد و اصفهان باقی مانده نشان دهنده این موضوع است که گردونه مهر هیچ گاه انحصارا برای فرهنگ آریایی نبود اما زادگاه و محل به پا خیزش این نماد و فرهنگی که پیرامون آن وجود دارد از ایران و آریایی بود.


منابع:

  • سرزمین هند – دکتر حکمت. ۱۳۴۷
  • خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی – دکترعجم، تهران- ۱۳۸۳
  • تمدن هخامنشی – مرادی غیاث‌آبادی
  • ایران باستان – داوود پیرنیا
  • شرح مصور نقش رستم – عبدالله شهبازی
  • شمایل میترا در ایران و آسیای میانه – فرانس گرنت
  • راز باستانی صلیب شکسته و تاریخ مخفی شده نژاد سفید (قسمت اول و دوم)
برچسب ها
نمایش بیشتر

سینا کارنلیوس

همیشه آرزو داشتم جایی می بود تا بتوانم نتیجه تحقیقات و پژوهش های خودم در موضوعات مختلف را در آن منتشر و به صورت رایگان در اختیار عوام قرار بدهم؛ این هدف را امروز در ایران گلوب خلاصه کردم و تا سرحد امکان در آینده نیز به آن خواهم پرداخت.

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا